کافه عشق

...

 بودی بی تو تنها گریه کردم 

تو را دیدم و خندان گریه کردم

برای اینکه اشکهایم را نبینی 


نشستم زیر بارن گریه کردم


نویسنده: n_barkhordari ׀ تاریخ: شنبه 07 مرداد 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

درباره وبلاگ

آرزو دارم شبی عاشق شوی ، آرزو دارم بفهمی درد را ، تلخی برخوردهای سرد را ، می رسد روزی که بی من سر کنی ، می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی زیر باران پوسید ... خوش آمدید


جستجوی مطالب

طراح قالب

CopyRight| 2009 , 4845.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By: NazTarin.COM
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران